أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
119
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
اگر به او ستم شود صبر كند تا خدا برايش كين كشد ، پيروى كند از گذشتگان خيرمندى كه پيش از او بودند و پيشواى خيرمندانى شود كه پس از او بدنبال كار خير روند ، آنانند كارگران خدا و مراكب امر و فرمان و طاعت حضرت او و ستونهاى محكم زمين و آفريدههاى او . آنانند شيعيان ما و دوستان ما و از ما باشند و با ما باشند آه از شوق ديدار آنان ( چون سخن بدينجا رسيد ) همام بن عبادى فريادى زد و بيهوش افتاد و او را جنبانيدند و بناگاه از دنيا رفته بود ، رحمت خدا بر او باد ، ربيع گريه سر داد و گفت اى امير مؤمنان پندت چه زود او را كشت اى برادر زاده دوست داشتم بجاى او باشم . امير مؤمنان فرمود : پندهاى رسا با گوش شنوا چنين كنند ، آگاه باش كه به خدا من بر او ترسان بودم . يكى گفت : اى امير مؤمنان خودت چه در خاطر دارى ؟ ، فرمود : واى بر تو براى هر كس اجل مقرريست كه از آن تجاوز نكند و براى مرگش سببى است كه از آن در نگذرد ، ديگر چنين سخنى باز مگو كه شيطان آن را در زبانت بيهوده افكنده . راوى گفت : امير مؤمنان شامگاه همان روز بر او نماز خواند و در تشييع جنازهء او شركت كرد و ما همراهش بوديم آنكه از نوف روايت را آورده گويد : من نزد ربيع بن خبثم رفتم و حديث نوف را به او گفتم او گريست تا نزديك شد جان بدهد و گفت : برادرم راست گفته و پيوسته موعظهء امير مؤمنان و آن كلامش برابر چشم و گوش منند و به ياد نيارم سرگذشت آن روز همام بن عباده را و يك خوشى برايم آمده باشد جز كه آن را تيره سازد و اگر سختى آمده باشد دلدارى از آن باشد و وسيله گشايش شود . فصل : سخن امير مؤمنان در باره برادران و رفتار با آنان 2 - مردم همه برادرند ( فرزندان يك پدر و مادر ) برادرى كه براى خدا نباشد